مادر بزرگ عزیزم

با سلام خدمت دوستای عزیز و آرزوی صحت و سلامت برا شما لبخند

من یه پدر  بزرگ و یه مادر بزرگ داشتم مثل همه پدر بزرگ و مادر بزرگ های مهربون شما  پدر بزرگ و مادر بزرگم عاشقان واقعی بودن بگونه ای که نمی شد روزی رو بدون هم تحمل کنن اگه هر جایی بودن شب رو پیش هم بودن  بعد حدود 70 سال زندگی مشترک  پدر بزرگم " حاج اسماعیل شادمهر"

بعد تصادف داییم و اهدا اعضا داییم کمی شکست خورد  و بعد تصادف پسر همون داییم و فوتش به ناگاه کمرش خمید و روز به روز ضعیفتر شد  تا اینکه در عید 91 پیش خدای مهربونش رفت و مادر بزرگم بعد این ماجرا اونم کم کم ضعیف و ضعیف تر شد تا اینکه دیروز و در روز عشاق به دیدار عشقش رفت ایشون یه کدبانوی به تموم معنا بود هنوز طعم غذاهاش زیر زبونمونه هر وقت میرفتی خونش انگار همین الان رفت و روب داشته همه چیز مرتب و برق انداخته  البته با یه عالمه بچه "11 تا " اما خب دست روزگار ایشون رو از ما گرفت  و غم سنگینی رو بر ما وارد کرد و فقط این برامون موند :

/ 53 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

خدا بیامرزه مادربرزگتو" [ناراحت] موفق باشی""

ذکریا

آرزومندم مفید فایده باشى ...... تا در لحظات سخت، وقتى دیگر چیزى باقى نمانده است، همین مفید بودن کافى باشد تا تو را سرپا نگاه دارد. همچنین برایت آرزومندم صبور باشى، نه با کسانى که اشتباهات کوچک مى‌کنند ...... چون این کار ساده‌اى است، بلکه با کسانى که اشتباهات بزرگ و جبران‌ناپذیر مى‌کنند ...... و با کاربرد درست صبوریت براى دیگران نمونه شوى ایام به کام [گل]

زیبا

سلام ممنون از حضورتون...خدا همه رفتگان رو بیامرزه..چه حس پاکی داشتن بعد این همه سال زندگی..دوست عزیز منو در غم خودتون شریک بدونین..یا حق

m

داشتنشون حس گرم و قشنگی ه........امیدوارم اونایی که هنوز دارنشون قدرشون بدونن.......... خدا پدر بزرگ و مادربزرگ عاشقتون را رحمت کنه............[گل]

m

[گل][گل][گل]

دخترقوی

سلام.دوباره تسلیت میگم.این عکس بچه خودتونه؟

مريم

براي همه غمهاي سنگين شما تسليت واژه كوچكيست. از خدا براتون صبر و اجر مسئلت مي كنم