خدا رو شکر

 خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است.این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند.
I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street 

 
خدا را شکر که مالیات می پردازم این یعنی شغل و در آمدی دارم و بیکار نیستم.
I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed .

 
خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم. این یعنی در میان دوستانم  بوده ام.
I am thankful for the mess to clean after a party , because it means that I have been surrounded by friends .

 
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند . این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.
I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it means I have enough to eat .

 
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم.این یعنی توان سخت کار کردن را دارم.
I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard .

 
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم.این یعنی من خانه ای دارم.
I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning , because it means I have a home .

 
خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم.این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.
I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation  

 
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم. این یعنی من توانائی شنیدن دارم.
I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it means that I can hear.

 
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم. این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.
I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear .

 
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم. این یعنی من هنوز زنده ام.
I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive .

 
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم . این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم.
I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time .

 
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند. این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.
I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them


/ 29 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohsen

هم متن جالبی بود و هم باعث تمرین انگلیسی میشد. thanks a lot.[بغل]

پری

خیلی خوبه آپم بهم سر بزنید

آرزو

خدارو شکر که ما این متن رو خوندیم این یعنی هنوز نویسندگان خوب هستند و ما هنوز میبینیم[گل]

saghar

عالی بود از این زاویه زندگی بهتریه[گل][پلک]

آرام.رضوی

جالب بود[گل] وب متنوعی دارید بهم سر بزنید

سمانه

چه مطلب خوب و تامل برانگیزی بود واقعا اگه بخوایم این مدلی به همه چی نگاه کنیم برا ارامش خودمونم خوبه

حانیه

خدا رو شکر که من الان دارم وبگردی می کنم این یعنی عیده و من تعطیلم.[سبز]

حانیه

من که وبلاگم فعلا خرابه همش میرم وبگردی آخر شب مامانم با خاک انداز از پا اینترنت بلندم می کنه[نیشخند]