الف)تشویق به ایجادو تقویت نهاد های اجتماعی،صنفی و حرفه ای:  یکی راه حلهای ساختاری برای افزایش سرمایه اجتماعی است . ایجاد چنین نهاد های در سطح سازمانی نیز امکان پذیر است .تشکیل گروهها و انجمن های تخصصی و حرفه ای در سازمانها با مشارکت داوطلبانه کارشناسان و متخصصان می تواند موجب افزایش سرمایه اجتماعی در سازمانها شود  نقش مدیران رسمی سازمان دراین رابطه تشویق و هدایت کلی ایجاد و تقویت چنین نهاد هایی است.

 


ب) برنامه ریزی برای غنی سازی فرهنگ اجتماعی و سازمانی : سرمایه اجتماعی منتج از ویژگیهای فرهنگی یک سیستم است به بیان دیگر سرمایه اجتماعی  تبلوراقتصادی فرهنگ اجتماعی یا سازمانی مبتنی بر اعتماد و مشارکت افراد است بنابراین هر گونه اقدامی از طرف مدیران برای غنی سازی فرهنگ سازمانی می تواند موجب افزایش سرمایه اقتصادی شود.

ج) توجه به ارتقای سرمایه اجتماعی درآموزش عمومی و آموزش کارکنان :یکی از مهمترین فرایند های موجود در جوامع برای ایجاد سرمایه اجتماعی ،نظام های آموزشی است مولفه های فرهنگی در سطح جامعه به شدت متاثر از عملکرد نظامهای آموزشی و تربیتی هستند . در سطح سازمانی نیز دوره های آموزشی کارکنان می توانند بستر مناسبی برای تقویت سرمایه اجتماعی باشند .

راههای مختلف توسعه سرمایه اجتماعی توسط مدیران در سازمانها:

1- پایبندی به اخلاقیات : مدیرانی که اصول اخلاقی را در عملکرد ها و تصمیمات سازمانی بکار می گیرند ،با ایجاد روابطی مبتنی بر اخلاقیات سرمایه اجتماعی ایجاد می کنند  اندشمندان مدیریت اصول اخلاقی را دربه صورت های گوناگون مطرح می کنند که دوبل سه دسته معیار اخلاقی نام می برد ( الف ) احساس مسئولیت در مقایل حکومت

ب) مسئولیت فردی   ج) خیر خواهی ) این سه عامل فرد را در سازمان به تصمیم گیری اخلاقی قادر می سازد .

2- احساس مسئولیت اجتماعی :سازمان و جامعه با هم در تعاملی پویا قرار دارندو در این رابطه است که افراد و اعضای جامعه مایلند سازمان درمقایل آنان احساس مسئولیت کند وتنها به فکر سود و نفع سازمانی نباشد . هر گاه شهروندان اطمینان حاصل کنند که مدیریت سازمانها نسبت به آنها احساس مسئولیت می کنند و به پاسخگو بودن در مقابل جامعه می اندیشند ،تلقی مثبتی در مقابل سازمان پیدا می کنند در پرتو این جو اطمینان و اعتماد سرمایه اجتماعی تولید میشود . 

3- تلاش در جهت ایجاد اعتماد در سازمان :

اعتماد با ایجاد روابط و ارتباطات مستمر موفق و تدریجی شکل می گیرد در سازمانها نوع روابط و ارتباطات سازمانی باید به گونه ای باشد که افراد و واحد های سازمانی از یکدیگر شناخت واقعی مناسب کسب کنند که این امر طبیعتا زمینه لازم برای ایجاد شبکه های اعتماد را فراهم خواهد  نمود   

4- تاکید مداوم بر آموزش : ایجاد و استفاده از سرمایه اجتماعی به تغییر رفتار و طرز تفکر نیاز دارد . برنامه های آموزشی جامع ،الگوی مطلوب برای افرادی است که قصد دارند رفتارهای جدید را بیاموزند ، مشاهده،کشف و و اجرا کنند .مدیران برای ایجاد سرمایه اجتماعی ،باید فرصت های مداوم و مشخصی برای آموزش درون سازمانی و برون سازمانی تدوین و برنامه سالانه برای تمامی سطوح مشاغل تهیه و اجرا کنند 

5- چرخش مشاغل : چرخش مشاغل ،این فرصت را به کارکنان می دهدکه ضمن شناخت وظایف و فعالیت های سایر مشاغل و افزایش توانمندی خود ارتباطات و تعامل خود را با همدیگر افزایش دهند و در نتیجه روح اعتماد جمعی را گسترش بخشند که این امر موجب تسهیم و تسهیل دانش و تجربه کارکنان می شود .

نشانه های ضعف سرمایه اجتماعی در سازمان:

هر چه میزان عوامل زیر در سازمان بیشتر باشد ،سرمایه اجتماعی کمتر خواهد بود

 

1- دستورالعمل ها و بخشنامه ها

2- نهاد ها متعدد نظارتی و بازرسی

3- شایعه پراکنی

4- ترور و تخریب شخصیتها

5- تخلف اداری

6- بی اعتمادی کارکنان به سازمان

7- شکست تیم ها و کمیته های کاری در سازمان

8- تمایل نداشتن کارکنان به یادگیری دانش روز و تسهیم دانش و اطلاعات

9- فقدان روحیه رقابت جویی در درون سازمان یا نسبت به رقبا

10- افزایش غیبت ،مرخصی و..... 


عواملی که به ایجاد یا نابودی سرمایه اجتماعی کمک می کنند:

الف ) فروبستگی : با در نظر گرفتن سیستمی شامل والدین و کودکان به خوبی می تواند مشاهده شود .در اجتماعی که مجموعه وسیعی از انتظارات و تعهدات است یعنی اگر فرد A برای B کاری انجام دهد با اعتماد به اینکه B در آینده آنرا جبران خواهد کرد ،این امر انتظاری را در A و تعهدی را در B برای حفظ اعتماد ایجاد می کند این تعهد مانند برگه ای اعتباری در دست  A است و اگر تعداد زیادی از این برگه ها از افرادی که با آنها رابطه دارد در دست داشته باشد همانند سرمایه بزرگی برای A  اعتباری را ایجاد می کندکه در صورت لزوم می تواندازآن استفاده کند

ب) ثبات : هر شکل سرمایه اجتماعی به استثنای شکلی که از سازمان های رسمی با ساختارهای مبتنی بر مشاغل نشات می گیرد به ثبات وابسته است .درهم گستیختگی سازمان اجتماعی یا روابط اجتماعی می تواند برای سرمایه اجتماعی بسیار ویرانگر باشد

ج) ایدئولوژی : ایدئولوژی می تواند با تحمیل این خواست به فرد که سود چیزی یا کسی غیر از خودش عمل کند ،سرمایه اجتماعی به وجود آورد یا ایدئولوژی خودبسندگی می تواند مانع ایجاد سرمایه اجتماعی شود .